گرسنه ، نان سنگك خواب بيند!
مى ببيند خواب جانت وصفِ حال *** كه به بيدارى نبينى بيست سال
انسان در خواب مطالبى را بدست مى آورد كه در بيدارى به بيست سال نمى توانست تحصيل كند. اين بيت حاوى حقيقتى است و به راستى نبايد اين كلمات بلند را صرف شعر دانست بلكه بايد گفت: إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَةً ؛ اينها حكمت است كه در قالب عبارتى منظوم ريخته شد.
در اين كه بسيارى از خوابها حكايات و تمثيلات احوال و آراى بيدارى انسان است مطلبى بديهى است ، انسان از آنچه كه هولناك است و يا بدانچه آزمند و آرزومند است همان را در خواب مى بيند.
هميشه تشنه نهر آب بيند *** گرسنه نان سنگك خواب بيند
برهنه خرقه سنجاب بيند *** مقصّر خواب بيند تازيانه
شتر در خواب بيند پنبه دانه *** گهى لُپ لُپ خورد گه دانه دانه
نفس ناطقه ذاتا آگاه و بيدار است و موجودى است كه هيچ گاه خواب در ذات وى راه ندارد و بر وى دست نمى يابد . خواب فقط در عالم طبيعت است . بدن مى خوابد نه روح و چون روح در عالم خواب نيز بیكار نيست و خوابهاى خوش مى بيند و معارف شگفت تحصيل مى كند و در بيدارى هم از تنويم مغناطيسى و از انصراف بدن انتقال به معانى و حقايق پيدا مى كند.
منبع :
کتاب دروس معرفت نفس ، آیه الله حسن زاده آملی رضوان الله علیه ، درس 59 ، صص182-185
786