چگونه قیام امام صادق (علیه السلام) منحرف شد؟ (2)
ترفندهای مذموم و ناپسند بنی عباس در به قدرت رسیدن :
۱. استفاده از واقعهی کربلا :
آنها از شهادت مظلومانهی امام حسین علیهالسلام برای پیشبرد مقاصد خودشان بهرهها بردند. واقعهی کربلا را در چشم مردم به عنوان فاجعهای بزرگ که بر خاندان پیغمبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم گذشت، برای بیان حقیقت و مظلومیت اهلبیت علیهمالسلام مطرح میکردند.
همچنین شهادت زید فرزند امام سجاد علیهالسلام را نیز دستاویزی برای خود قرار دادند. وقتی اینها مؤثر واقع شد، خود را به عنوان وارثان پیغمبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مطرح کردند. یعنی با بهرهگیری از مظلومیت اهل بیت علیهمالسلام جوی را در جامعه پدید آوردند تا ظلم بنیامیه بیش از پیش برای مردم واضح شود. از طرفی آنها در تلاش بودند تا مردم به خاندان پیغمبر و حاکمیت آنها روی بیاورند، اما مراد و مقصود از خاندان پیغمبر را با زیرکی و تبحر خاصی نهایتاً به خودشان تطبیق دادند.
۲. شعار «الرضا من آل محمد» :
بنیعباس از حدود سال ۱۰۰ هجری تا سقوط بنیامیه به مدت بیش از سی سال فعالیت تبلیغاتی و جنگ نرم حسابشده و در عین حال محدود و مخفیانهای را بر ضد بنیامیه و تخریب موقعیت آنها و ایجاد تنفر نسبت به حاکمیت آنها در عالم اسلام پدید آوردند. مرگ هشام بن عبدالملک، آخرین خلیفهی مقتدر اموی و بروز اختلافات و جنگهای داخلی بین امویان فرصت را در اختیار دعوتگران بنی عباس قرار داد تا آنها موفق شدند تبلیغات خودشان را بهویژه در شرق جهان اسلام، یعنی ایران امروز و بهویژه در خراسان گسترش دهند و بهرهها ببرند.
اما آنها در دعوتهایشان اینطور بیان میکردند که در عدم صلاحیت و نامشروع بودن بنیامیه شک و شبههای نیست و باید ساقط شوند اما اینکه پس از بنیامیه به چه کسی باید روی آورد، آنها در قالب شعار عامهپسند «الرضا من آل محمد» گفتند که فرد برگزیده از خاندان پیامبر است، اما مصداق مشخصی را معرفی نمیکردند. در آن موقعیت برجستهترین فرد خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم امام صادق علیهالسلام بود. بنیعباس چون نمیخواستند حاکمیت و قدرت به امام صادق علیهالسلام برسد، اینگونه در شعار، هدف خودشان را پیش میبردند. مردم هم تصور میکردند که با بهترین فرد از خاندان پیغمبر حاکمیت را به دست میگیرند. لذا خیلیها به دعوت گرویدند.
این همه در شرایطی بود که امام صادق علیهالسلام نمیتوانستند در آن زمانی که بنیامیه حاکم بودند، یک اختلاف داخلی بین خاندان بنیهاشم را مطرح کنند و به مردم بگویند که اینها که عموزادههای ما هستند، دروغ میگویند و خیانت میکنند. به هر صورت عباسیان هم مورد ظلم بنیامیه قرار گرفته بودند و به عنوان شاخهای از بنیهاشم مصلحت نبود تا زمانی که بنیامیه حکومت میکردند، امام صادق علیهالسلام مسئلهای را مطرح کنند که باعث شود تا مردم از مبارزه با بنی امیه هم منصرف شوند و بگویند هنوز خاندان پیامبر به قدرت نرسیدهاند با یکدیگر در افتادهاند، اگر فردا به قدرت برسند چه خواهند کرد؟ لذا امام صادق علیهالسلام از این جهت با یک مانع بزرگ جدی مواجه شد و چون مثل عموزادههای عباسی خود اهل فریب و مکر نبودند، آنها توانستند با چنین ترفندهایی کار را پیش ببرند.
عباسیان که ابتدا اعتقادات شیعی داشتند، اعتقادات خود را عوض کردند و نهتنها امامت اهل بیت علیهالسلام را انکار نمودند، بلکه منصور عباسی دومین خلیفهی عباسیان و قاتل امام صادق علیهالسلام سعی میکرد تا مقام علمی و موقعیت امام را مخدوش کند.
ادامه دارد ...
منبع :
دکتر محمدحسین رجبی دوانی
https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=20960
786